برچسب:
نویسنده: سام کریمی
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کنهزاران کارگر در من مشغول کارندروحیه ام در دست تعویض است!
نويسنده :...
تاريخ: جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ساعت: 17:17
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
بی پناهی یعنیزیر آوار کسی بمانیکهقرار بودتکیه گاهت باشد…رفتن تو پایان این قصه نبود.حالا من با این شهری که اغشته به بوی توست چه کنم!!
نويسنده :...
تاريخ: جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ساعت: 17:22
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
همه فکراتو بکن..
همه راهاتو برو..
همه دوراتو بزن..
حستو تجربه کن با همه اونایی که میمیرن برات..
ولی وقتی برگشتی مردن حس منم بزار رو تجربه هات..
برچسب:
نویسنده: سام کریمی

عــجــول بودی
نماندی

برچسب:
نویسنده: سام کریمی
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
چه راحت
دل می شکنیم
قضاوت میکنیم
فاصله میگیریم
و به هم بد میکنیم ...
بی آنکه بدانیم چه زود دیر میشود ...
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
بعضی وقتا همچین میزان دوست داشتن خونت میزنه بالا:) که دلت میخواد درجا قلبت رو از قفسه ی سینه ات در بیاری و بندازیش تو بغل طرف و فرار کنی تا بمیری.
برچسب:
نویسنده: سام کریمی

شب قدر شب بیدار شدن است ، نه بیدار ماندن دعا کنیم بیدارشویم
اگر یادتان بود و باران گرفت ، دعایی به حال بیابان دل ما هم بکنید
التماس دعا در این شب عزیز
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
خانه ای
داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
“خانه دوست کجاست؟ ”
برچسب:
نویسنده: سام کریمی
اما نمیدانـم چڪارڪنم
مثل پرنده اے لالـم
ڪہ میخواهـد آواز بخـوانـد و نمےتوانـد
نیمے آتشـم،
نیمے بـاران.
امـا بـارانـم،
آتشـم را خامـوش نمےڪند
برچسب:
نویسنده: سام کریمی